ماه در مه به قلم محبوبه لطیفی
پارت سیصد :
به سمت ماهی میروم و روسری زیبایش را که تا نصف سرش را پوشانده، کامل میکنم.
- کاش میدونستی چقدر دلم میخواد یه روز باشه که چشمات برق بزنه و من تموم اون روز کنارت باشم.
دست ماهی را میگیرم و با هم روی زمین مینشینیم.
- من و تو روزهای زیادی باهم روی زمین نشستیم و تو دلبری کردی. همیشه اونقدر به فکر نجات دادنت بودم که فکرم نمیرسید که از وجودت سیراب بشم. همش دلهره د
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
به مهرخوندی عزیزم
۱ سال پیشفاطمه
0عالی بود موفق باشی نویسنده جان
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
سلامت باشی عزیزم به مهرخوندی
۱ سال پیشفاطمه
1عه تموم شد؟🥺 دلم برای ماهی و محمد تنگ میشه که...❤️ محبوبه عزیز رمانت بی نظیررر بود یه رمان با موضوعی کاملا متفاوت و خاص خیلی خفن بود ممنونم ان شاالله موفق باشی
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
من نمی نویسم مگر اینکه موضوع بکر و غیر تکراری باشه. خوشحالم که مورد پسند بوده و ارزش وقت گذاشتن رو داشته. نوش نگاهت عزیزم
۱ سال پیشآسمان
0ممنونم بانو خدا قوت منتظریم دوباره برای رمان جدیدت 😍
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
نوش نگاهت عزیزم
۱ سال پیشزهرا
2وای لطیفی جون چرا اخرش این همه خلاصه پیش رفت ما خودمونو اماده کرده بودیم برای ی پایان جنجالی چرا اینجوری شد اصلا نفهمیدیم چی ب چیه
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
چرا گلم؟
۱ سال پیشزهرا
1خوب انتظار داشتیم یکم بازتر باشه ازدواج و مراسمشون اینا حتی درست درمون ب هم ابراز علاقه نکردن مخصوصا ماهی
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
دیگه آدم های زمان جنگ این مدلی بودن خیلی نمیشد موضوع را کش داد
۱ سال پیشزهرا
0اره یادم نبود خیلی موضوع رمانتون نو وتازه بود خیلیم قلم خوانا وتو دل برویی دارین ب امید موفقیت بیشتر وخوندن رمانهای جذاب تر از قلم زیباتون
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
باعث افتخار منه که همراهم بودین
۱ سال پیشحنانه
0چه قشنگگگ😍
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
نوش نگاهت
۱ سال پیشستاره
1سلام سپاس ازرمان قشنگتون،الهی کنارمادرهمیشه سلامت وخوش باشید بانو
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
سلامت باشین عزیزم. خداعزیزان شمارو در پناه خودش حفظ کنه
۱ سال پیشنشمین
0خسته نباشی عزیزم رمانت عالی بود
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
ممنون از همراهیتون
۱ سال پیششکوفه
3الهی لطیفی جونم چقدر قشنگ بود چقدر دوست داشتم رمان قشنگی بود خیلی خوبی لطیفی بوس به لپت لطیفی عزیز دلی لطیفی گفتی تقدیم به مادرم گریه ام گرفت دلم واسه مامانم تنگ شد.امیدوارم همیشه سلامت و موفق درکنار خانواده تون باشید.سپاس بانو
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
نوش نگاهت عزیزم. ممنون از همراهیت
۱ سال پیشطنین
3خسته نباشی نویسنده جونم خیلی رمانت قشنگ و متفاوت بود من عاشقش شدم و لحظه ب لحظه با شخصیت هاش همراه بودم بازم مرسی از زحماتت حیف تموم شد 🥺❤️❤️
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
ممنون از همراهی شما عزیزم
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...
شاپرک
1خسته نباشی نویسنده جان.خداقوت🙏.دلم واسه شخصیتا تنگ میشه🥲❤️